غریبه

دست مرا بگیر که باغ نگاه تو
 چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
 من جاودانیم که پرستوی بوسه ات
 بر روی من دردی ز بهشت خدا گشود
 اما چه میکنی
 دل
 را که در بهشت خدا هم غریب بود

/ 0 نظر / 19 بازدید