غریبه

دست مرا بگیر که باغ نگاه تو
 چندان شکوفه ریخت که هوش از سرم ربود
 من جاودانیم که پرستوی بوسه ات
 بر روی من دردی ز بهشت خدا گشود
 اما چه میکنی
 دل
 را که در بهشت خدا هم غریب بود

  
نویسنده : محسن احمدی ; ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢۳
تگ ها :